امروز: ۰۷ مهر ۱۴۰۱

به یاد فرهیخته مرد جنوبی

 از شمار دو چشم یک تن کم             وزشمار خرد هزاران بیشحسن-زنگنه

 یاران سبز :سالها پیش، کمی بعد از حماسه دوم خرداد ۷۶ که تاریخ را برگ زرینی ورق زده شد او را همراه با دوستان تازه آشنایم-لاوری ، نکیسا ، شادروان کمالی ، رحیمی و عباسی –  ملاقات نمودم. در بین این جماعت همراه و همفکر، در مرحله  اول  موی سفید  او  بود.  ، ولی بعدها که کم کم آشناییم با این جماعت بیشتر و بیشتر شد از حیص  شخصیتی با این تکونام مرد بیشز و بیشتز آشنا شدم .شاید باور نکنید دُر مکشوف شده من گران بهاترین دُر کرانه خلیج همیشه فارس بود ؛ قیمتی نداشت که بتوان بدان قیمت گذاشت.در تخیل و اندیشه تازه شکوفه زده ام گنجینه ای پیدا و هویدا شده بود که زبان در باب آشنایی ایشان کم می آورد .  ارزش و بهای گنجینه ی مستور مانده در قفسه گرانبهای قلب زیبنده ی اکواریمی استاد حسن زنگنه مرا بدان داشت تا که بیشتر و بیشتر همنشین و تعلق خاطری به ایشان پیدا نمایم . انسانی رئوف ، مهربان ، خوش رو ، خوش یرخورد ، تاریخی زنده و سیار ، از سرزمین کهن دیار پارسیان ، ار بندری که عظمت و شوکت آن در ادوار و تاریخ گذشته ایران کهن بوم من مایه ی فخر و بالندگی مردمانی سخت کوش و جویای نام و نامدارانی همیشه مانا و جاودانه به مثل و مانند خلیج همیشه فارس شان بر پهنه گیتی با نام آوری و تجارت و سخت کوشی زبان زد همه ملل های پیشرفته دنیا در هر زمان بوده اند. و چه زیبا وقتی که در مجلسی اینچنین روایتگر ان تاریخ نادری چون استاد حسن زنگنه سییر و سلوک در تاریخ پر فراز و نشیب این بندر کهن را با گوش جان شیفته شنیدن می شدی ، گویا که تاریخ را در سی دی فشرده شده ای بوسیله دستگاه مرورگر دوباره به نظاره نشسته ای .استاد زنگنه مفاهیم جهانی را با زبان و گویشهای جهان در قالب انگلیسی به رشته ترجمان فارسی و محلی بوشهر به شکل بسیار زیبا و سلیس برای تعالی اهل فرهنگ و ادب باز می گشودی که ساعتها تلمذ در همنشینی او، تو را وقت کم می بود . همیشه خنده رو و خوش ذوق وخوش قریحه بود . او یکی از پدیده های نسل به شکوفه نشسته سالهای رنسانس گونه ما از  دهه  ۴۰ به بعد بود . استاد زنگنه وهمه آنانی که بعدها تاریخ ساز شدند .حاصل درد و رنج بیتوته نشینان مدرنیزاسیون تجدد خواهانه در بهاران پس از مشروطه بودند . استاد و یارانش هماره دستی بر فرهنگ و ادب این دیار  به خصوص ادیبات  معاصر داشته  و دارند .فراخنای ذوق و قریحه این رادمرد ترجمان خطه جنوب در دفتر یاد و خاطرات ما آنهم با قلم ناچیز امثال منی دل ریش ریش داشتن است ، ولی چاره چیست . در طول این سالها همیشه در پستوی تصمیم این رادمرد تجربه گران سنگ سالهای بحران و درد و رنج انقلابیون و آنگاه انگارشماری و در به دری فرهیخته گان و فرزان گان ایران زمین و دنیای ناشناخته و شناخته شده او که باب ترجمان این همه اثر تاریخی بوده  است .اسباب دور اندیشی  و تساهل و تسامح مرد فرنگ شناخنه به فرنگ نرفته ما شده بود که هماره باب نصایح و توصیه ای عالمانه برای تدبیر عقلایی برای منی که خود شیفته دانش اکتسابی حضرت استاد بودم شده بود، اگر هم سن و سالان و یا جویندگان علم و دانش و نحقیقات  در موطن  من کمی به خود زحمت  می داد ند  و  خاطرات و نوشته های این ستارگان پر فروغ علم و دانش را در این خطه در سالهای ۵۰ به بعد باز شناسی و باز خوانی  می نمودند  به بوشهری بودن خود افتخار می کردند  . شخصیتها  و نامهایی که بر قلل پر افتخار داستان نویسی  ، نویسندگی  ، شعر  ، ترجمه  و  تاریخ نگاری و تاریخ نویسی این استان می زیسته و درخشیده اند  همواره  افتخاری برای ایران و ایرانیان بوده اند . بنابراین می بینیم که چگونه بوشهریها در این کشور بنا به جمعیت و پهنای جغرافیایی خود حکایت گر رسنانسیون تاریخ معاصر ایران زمین  بوده اند .  جا دارد از آنانی که  از بین ما کوچیده اند به نیکی  یاد کرد که این عین  حسن اخلاق است . حال بیایید بخاطر گرامیداشت  فرهیختگان  استانمان بوشهر از بازماندگان این نسل به خوبی تقدیر و تشکر به عمل آوردیم .

استاد زنگنه در این  چند سال آخر کوهی از بارقه و امید بود که در مقابل مشکلات چون کوه یخینی  بیش نماند تا آنجا که قطره قطره ذوب شد تا آنگاه که جان به جهان آفرین تسلیم کزد و به دریا پیوست . در طول این سالها این فرهیخته نادر استان من نه تنها به فکر تجدد و اعتلای نام خلیج  همیشه فارس بود بلکه همواره در آرزوی اعتلای ایران بزرگ نیز بود ، در این راستا همزیستی عالمانه و همه جانبه را در پیوند با باورهای زیست بومی و مذهبی ایرانیان را خود تجلی دیگری بود تا جاهای  پبش  رفت که طعنه همراهان دیروز غبار غم آلود امروز ش در پی  بود ولی افسوس که در آرزوی عدالت و آزادی و پبشرفت و مساوات این آب و خاک بعد از ۶۵ سال جهد و تلاش با کوله باری از تجارت و آرزوهای به وقوع نپیوسته نا به هنگام  شمع جانسوز وجودش در واپسین روز جمعه  آخر شهریور به خاموشی گرایید . پس از سالها درد و رنج و مبارزه با بیماری سرطان هیچگاه از تلاش علمی باز نایستاد و همواره برای اثباط به همه دوستان و آشنایان توکل کردن به ذات احدیت را سرلوحه زیستن خود عنوان می نمود و از او فقط انتظار و امید داشت و همه دوستان را با ملاطفت خاص خودش به یکدلی و یکرنگی دعوت می نمود و حال جا دارد که ما از خود بپرسیم آیا این است راه و رسم احترام به بزرگان خود در پیشگاه تاریخ که ما پی گیر بوده ایم . ای کاش در واپسین روزها و لحظات سخت و جانکاه زندگی آن فرهیخته فرزانه به یک بار دیگر به فراست پاس داشتی دیگر برای تقدیر و نجلیل از آن یگانه ترجمان خلیج فارس استاد حسن زنگنه زنگار از تاریخ بر می گرفنیم .

تقدیم به روح پر فروغ شادروان حسن زنگنه و خانواده گرامی ایشان

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود                    داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود.

مرتضی سراجی عضو شورای مرکزی اعتماد ملی

پست های مرتبط

۴ نظر

  1. دره گپ

    باستانی پاریزی:
    نمی شود بدون رجوع به کتاب های حسن زنگنه مطلبی کامل درباره خلیج فارس نوشت.

    پاسخ
  2. ناشناس

    من قلم توانای ایشونو میپسندم ولی علت مخالفت بعضی ها با او را نمیدانم. ایکاش زیبایهارا هم میدیدم حقیقتا قلم توانمندی دارد . من از همه مخالفان ایشون میخواهم که به جای حتاکیهای بی مورد ایشون بیایند نقد رفتار وعمال ایشون شروع کنند

    پاسخ

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.