امروز: ۰۴ مهر ۱۴۰۱

سفر رییس جمهور به استان بوشهر و دغدغه های من

یاران سبز: مرد نخست دولت آمد تا سروسامانی به استانی بدهد که بر چسب محرومیت از همه داشته ها محرومش کرده است؛حتی از نگاه کردن به سرمایه هایی که می تواند ایران را متحول کند.
غلامرضا کرمی: یکی دو هفته پیش از ورود رییس جمهور به بوشهر جنب و جوش خاصی در بین مردم ، مسئولین و برخی از طرفداران رییس جمهور دیده می شد . برای اولین بار برای استقبال از یک رئیس جمهور ستاد استقبال مردمی تشکیل گردید و چند شب پیش از حضور رئیس جمهور این ستاد ها به محل برگزاری سخنرانی های سیاسی و برگزاری موسیقی محلی تبدیل می شود .
یک روز پیش از حضور رئیس جمهور از استانداری تماسی داشتم و ما را هم به عنوان صاحب یک جریده به جمع خبرنگاران حاضر در مراسم رئیس جمهور دعوت نمودند و در این تماس تلفنی تاکید شد که باید راس ساعت ۶ و سی دقیقه در هتل پاساردگاد حاضر باشی . طوری برنامه ریزی می کنم که راس ساعت ۶ و نیم خود را مقابل هتل می بینم . همزمان آقای میگلی نژاد مدیر هفته نامه صدای بوشهر هم از راه می رسد . بساط صبحانه که مهیا می شود بقیه خبرنگاران هم از راه می رسند .
ساعت ۷ و سی دقیقه سوار بر مینی بوس راهی فرودگاه می شویم . در اتاقی که برای خبرنگاران در نظر گرفته اند به انتظار دستور بعدی مسئولین نشسته ایم ولی همه ی افکارم را ره آورد این سفر به خود مشغول ساخته است . آیا سفر رئیس جمهور و هیات دولت تا چه اندازه می تواند از مشکلات استان و به ویژه شهرستان زندگی من بکاهد . استانی که مشهور به قطب انرژی کشور است . استانی که عسلویه ، خارگ ، منطقه نفتی بهرگان ، تلمبه خانه گوره ، تزریق گاز سیامکان و چاههای نفتی متعدد در شهرستانهای گناوه و دیلم را دارد . یکی از دغدغه های اصلی این استان اشتغال جوانان و بیکارانش هست هر چند که هر منطقه دغدغه خاص خود را دارد اما احساس می کنم دغدغه مردم شمال استان یعنی بنادر گناوه و دیلم از جنس دیگری است
ساعت ۹ میدان فرودگاه هستیم جمع خبرنگاران مقابل جایگاه تشریفات و استقبال تجمع کرده اند . کاورهای آبی و زردی که پوشیده ایم جمع خبرنگاران را متمایز کرده است .
ساعت نه ونیم است هنوز در فرودگاه منتظر هستیم تا هواپیمای حامل رئیس جمهور بر زمین بنشیند . در جمع چند نفره ای که کنار هم ایستاده ایم بحث مصوبات سفر مطرح می شود . یکی می گوید: مصوبات سفر از قبل و در تهران مشخص شده اند . در حالی که بحث ها همچنان ادامه دارد من به مشکلات شهرستانهای شمالی استان می اندیشم . به جاده گناوه و دیلم فکر می کنم که طی این سالها جان انسانهایی را گرفته است و در افواه عمومی به جاده مرگ تشبیه شده است . به اشتغال جوانانی می اندیشم که در به در به دنبال کار می گردند . به احداث یک پتروشیمی در منطقه گناوه می اندیشم که سالهاست حرفش هست ولی خودش نیست . به ایجاد صنایع پایین دستی و پالایشگاهی برای شهرستان گناوه می اندیشم که هم تولیدی باشد و هم اشتغالزا ، این آرزوها برای منطقه ای است که بیش از ۹۰ در صد نفت صادراتی کشور از زیر پای مردمانش می گذرد زیاد نیست .
ساعت نزدیک به ده است ولی هنوز هم خبری نیست و من به گناوه به قطب گردشگری جنوب کشور می اندیشم . به بندری که زیباترین ساحل کشور را دارد و با ماسه های طلایی رنگش بدون هرگونه زیرساخت لازم جاذبه ای خاص را ایجاد کرده است .
خیل خبرنگاران و عکاسان دوربین به دست منتظرند که صدای هواپیمایی سر ها را به سمت آسمان می چرخاند .
دقیقا ساعت ده هواپیمای رئیس جمهور روی فرودگاه چرخی می زند . تشریفات استقبال که تمام می شود ساعت ده و نیم از درب فرودگاه بیرون می زنیم . ازدحام جمعیت بیرون فرودگاه باعث می شود که مینی بوس حامل خبرنگاران به کندی پیش برود . مینی بوس موج سنگین جمعیت را می شکافد تا خودرا به استادیوم بوشهر برساند . تیم خبرنگاران، مسئولینی دارد که به را حتی ما را به قسمت جلو جایگاه راهنمایی می کنند
در جلو جایگاه چهارپایه ی بزرگ فلزی مخصوص عکاسان وجود دارد که جوانان عکاس خود را بالای آن می رسانند تا عکسی از جمعیت بگیرند . آقای مراد زاده و میگلی نژاد که در عرصه نویسندگی و اطلاع رسانی از پیشکسوتان استان هستند در همان لحظه جایی را برای نشستن خود دست و پا می کنند ولی من جا نگرفته پا به پای جوانان از این چهارپایه خطرناک بالا می روم و سعی می کنم در فشردگی عکاسان چند عکس بگیرم .
پس از خیرمقدم آیت الله صفایی بوشهری و دکتر سالاری استاندار بوشهر ، مجری از رئیس جمهور دعوت به ایراد سخنرانی می کند .
رئیس جمهور پشت تریبون که قرار می گیرد با استقبال و احساسات پرشور مردم مواجه می شود . رئیس جمهور سخنرانی می کند ومن در ذهنم مشکلات استان را مرور می کنم . مشکلاتی که در سفر های روسای قبل هم مطرح شدند . توانمندی های استان هم در ذهنم ورق می خورد . قطب انرژی کشور ، تولید کننده برق کشور و دارنده انرژی اتمی بوشهر ، تولید کننده خرمای کشور ، دارای منابع گاز و نفت ، بیشترین مرز مشترک با خلیج فارس ، قطب تجارت و بازرگانی ، پرجاذبه ترین بنادر گردشگر پذیر ، اینها بخشی از توانمندی هایی است که همواره از استان بوشهر برزبان می رانیم اما امکانات ندارد ، زیرساخت ندارد . شهر کهای صنعتی اش فقیر است . کشاورزی اش چشم به آسمان دوخته است . ته لنجی اش گاه در گلوی لنج ها گیر می کند تا جاشوانش همچنان فقیر بمانند .
رئیس جمهور از رشد ۴ درصدی در بخش صنعت می گوید تا باز هم ذهن من به تاسیسات نفتی شمال استان معطوف شود که چرا حق آلایندگی منطقه شمالی استان پرداخت نمی شود و علیرغم تاسیسات و منابع نفتی هیچ صنایع پایین دستی و صنایع اشتغال زایی و تولیدی در منطقه ایجاد نمی شود .
رئیس جمهور از دومین جاده خروجی بوشهر می گوید . بازگشایی مسیری تاره که حق بوشهری های عزیز می دانم ولی نمی دانم چرا باز هم به یاد جاده مهم و پروزه متوقف شده گناوه – میشان می افتم و یا جاده موسوم به جاده مرگ گناوه – دیلم فکرم را رها نمی کند . جاده های مواصلاتی شمال استان یک به یک جلو چشمم رژه می روند. جاده گناوه – گوره با آن همه مشکلاتش و همچنین خط ریلی ماهشهر – بوشهر از جمله مواردی است که احساس می کنم از نگاه مسئولین استان باید بهتر دیده شوند . اما وقتی دکتر روحانی از جاده برازجان – گناوه و دیلم نام می برد خوشحال می شوم . جاده ای که بیشترین تلفات انسانی را در سالهای اخیر در استان داشته و بارها به آن پرداخته ایم .
منطقه آزاد تجاری بوشهر هر چند از چند ماه قبل از زبان استاندار و مسئولین استانی شنیده شده است ولی بیان این خبر از زبان رئیس جمهور خوشحالی دیگر ی رقم زد هر چند که هنوز هم بسیاری از مردم همانند بنده بنادر شمالی استان یعنی گناوه ، دیلم و ریگ را مستعدترین منطقه برای بندر آزاد تجاری می دانند .
احساس می کنم از دو منطقه گردشگری که دکتر روحانی نام می برد یکی از آن باید گناوه باشد .
سخنرانی که تمام می شود مینی بوس حامل خبرنگاران یک راست به طرف خانه معلم می راند . پس از صرف ناهار به هتل پاسارگاد بر می گردیم . گویا تا ساعت چهار بعداز ظهر آزاد هستیم . خبرنگاران بوشهری راهی منزلشان می شوند . آنهایی هم که از تهران آمده بودند جاه و مکانی مشخص داشتند . سرگردان خیابانهای بوشهر می شوم . تصمیم می گیرم به گناوه برگردم که یک مرتبه یادم می آید که صبح کارت شناسایی ام را بابت دریافت روپوش خبرنگاری تحویل داده ام . مردد مانده ام که یادم به آقای نیسنی می افتد ، با آقای نیسنی تماس می گیرم تا اگر منزل هست سری به ایشان بزنم . از بخت بد تلفن جناب نیسنی هم خاموش است ولی به هر طریقی خودم را به مجتمع گلستان جایی که منزل آقای نیسنی است می رسانم و درب منزل را به صدا در می آورم . خوشبختانه هستند . پس از استراختی کوتاه مجددا خود را به هتل می رسانم . مینی بوس آماده حرکت به محل جلسه سرمایه گذاران استان است . چند نفر از سرمایه گذاران گناوه ای را آنجا می بینم . حاج محمدعلی احمدزاده ، حاج حمزه بویراتی ، منصور گرگین پور ، خشایار خدری ، حسین خدری، عبدالهی و ایرج حیاتی از جمله گناوه ای هایی هستند که در سالن می بینم . این جلسه چند سخنران داشت که با پایان یافتن سخنان رئیس جمهور ما هم راهی محل بعدی سخنرانی دکتر روحانی شدیم . جلسه ای که مخاطبین آن علما ، ایثارگران و نخبگان استان بودند .
ساعت ۱۹ و نیم این جلسه با سخنرانی آیت الله صفایی بوشهری آغاز شد و متعاقب آن نادر گنجی فرزند شهید گنجی ، ندا عبدالله زاده عضو شورای شهر بوشهر، منصوری نسب ، اسدی زاده و عمرانی نسب به ایراد سخن پرداختند . پایان بخش این جلسه سخنرانی دکتر روحانی بود . در این جلسه بعضی از همشهریان گناوه ای از جمله آقایان فاروقی ، کردی زاده و عبدالرضا بازهوایی را می بینم که البته به اتفاق آقای فاروقی به گناوه برمی گردم . نزدیک ساعت ۱۱ و نیم شب به گناوه می رسم که تلفن همراهم زنگ می خورد از روابط عمومی استانداری است برای جلسه مطبوعاتی رئیس جمهور برای روز بعد اطلاع می دهند . آنقدر خسته ام که علیرغم وعده انعام برای خبرنگاران توانایی رفتن مجدد به بوشهر را در خود نمی بینم .

روحانی-در-بوشهر روحانی..در..بوشهر روحانی.-در-بوشهر روحانی.----در-بوشهر روحانی-در-بوشهر. دختر1 احمد.بوستانی روحانی-در-بوشهر................علی-شیخی ستاد-روحانی..در-گناوهاستقبال-از-روحانی

پست های مرتبط

۰ نظر

  1. اصلاح طلب واقعی

    زحمات همه عزیزان در استقبال و خیر مقدم از ناخدای کشتی اصلاحات ؛ مدبر تدبیر و امید را ارج می نهم . اما یک سوال دارم و در عجبم که آقای موسی مرادی کی اصلاح طلب شده .؟ به ده نفر از کسانی که بهترین جواب را بدهند سفر به پایتخت برای دیدار مستقیم با دکتر روحانی در نظر گرفته شده است .

    پاسخ
  2. اصلاح طلب زورکی

    عزیزم مگه نمی دونی برای استقبال سهمیه در نظر گرفتن که هر روستا n تعداد و هر اداره هم همینطور باید آدم می اورد حالا کی کار داشته اون پیرمرد چاهبردی و یا موسی مرادی چه تفکری دارد
    یا اون مدارسی که تعطیل شدن دانش اموزانش چه تفکری داشت

    پاسخ

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.