یاران سبز-مرتضی خضری: وقتی «کوین کارتر» عکاس مشهور آفریقایی عکس کودک و لاشخور را میگرفت هرگز فکر نمیکرد این عکس دنیا را تکان خواهد داد و هرگز فکر نمیکرد با این عکس خواهد مرد، اما مرد.
کارتر محو صحنه بود و قصد داشت طلاییترین شات عمر خود را بزند و زد.
بعدها او فکر کرد.
او به کودک سودانی که در انتظار مرگ بود فکر کرد. او به لاشخوری که در انتظار مرگ کودک بود، فکر کرد.
او فکر کرد چرا بعد از عکس به فکر پرواز بوده است و این فکر او را کشت.
کارتر افسرده شد و خودکشی کرد چون کودکی را در مسیر مرگ رها کرده بود.
کارتر وجدان عجیبی داشت، او پر از بیداری بود و نتوانست زندگی کند و مرد.
کارتر در راه وجدان بیدار خود مرد. او چون فکر نکرده بود که کودک نیاز به نجات دارد، مرد.
بیخیال
🔸در این جغرافیا و در این تپه پر از تاریکی تاریخ اتفاقات عجیبی رخ میدهد.
در گناوه و دیلم و در بندرهای دیگر استان بوشهر کالایی را با مجوز و به شکل رسمی و قانونی وارد کشور میکنند اما همین که وارد شد تبدیل به قاچاق میشود. این پارادوکس خیلیها را در گناوه و دیلم کشته است.
خیلیها را در گناوه و دیلم خانه خراب کرده است.
🔸همین یکی دو رو گذشته میثم بوعلی را به جرم حمل قاشق و چنگال کشتند.
او نان را برای دو کودک میبرد. او شهید راه نان شد. کشتن جوان دیلمی حال خیلی ها را گرفت و قلب خیلیها را فشرد و مردم گناوه و دیلم را به شدت خشمگین کرد.
خیلیها مانند کوره داغ شدهاند و این نمیتواند ادامه دار باشد.
میثم در خط شوتی گاهی تند و گاهی تندتر میرفت اما تندتر از او تیری بود که رها شده بود و قبل از اینکه میثم فرزندش را به آغوش بکشد تیر او را به آغوش کشید.
میثم در راههای خاکی برای نانی که هر روز سختتر به دست میآید شهید شد.
بوعلی شهید شد تا پدر بی پسر و دختر بی پدر شود.
این پایان مرگ در راههای خاکی نیست ولی میتواند پایان ظلم باشد.